فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
296
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
كه پس از بيرون راندن يونانيها در بخش بزرگى از ايران حكومت را بدست گرفتند ، چون شكوه و عظمت اسلاف خويش را نداشتند ، از شيوهء جنگيدن اجداد خود ، يعنى سكاها پيروى كردند . عربها نيز كه بر قسمت بزرگى از مشرق زمين و از جمله سرزمين ايران قديم تسلط يافتند همان شيوه را در جنگ به كار بردند چنان كه تركها و تاتارها نيز كه بعد از عربها حكومت ايران را در دست گرفتند نه تنها در آداب مذهبى بلكه در شيوهء مملكتدارى و جنگ نيز از پيشينيان تقليد كردند ، اين آداب و شيوهها هماكنون نيز معمول و مجراست . زيرا چنان كه گفتيم تجمل و شكوه و شيوهء زندگانى مردم ايران كهن چنان معدوم و منسوخ شد كه كمترين اثرى از آن برجا نيست . بدينجهت بود كه شاه عباس بمحض آنكه اطلاع يافت چغال اوغلى پاشا به قصد حمله به آذربايجان از طريق ايالت وان به ( قره آمد ) رسيده است ، با قبول هرگونه حقارتى كه ممكن بود به وى نسبت دهند ، و به منظور عدم مقابله با سپاه بزرگ عثمانى حاضر شد به همهء شرائط سردار ترك ، ولو پس دادن شهرهائى كه سال پيش در ايالتهاى وان و ارمنستان تصرف كرده بود و حتى شيروان كه تاج شاهيش در گرو آن بود ، تن در دهد . زيرا معتقد بود كه بوسيلهء متاركه يا صلحى كم دوام و حتى پرداختن باجى به عثمانيها ، فرصت خواهد يافت كه دشمن را به شهرهاى خراب و دشتهاى فاقد عليق و آذوقه بكشاند و در اين صورت نه تنها نقشههاى او را نقش برآب مىكند بلكه سردار ترك را ناگزير خواهد كرد كه با زيانى جبرانناشدنى و تحمل مخارج گزاف شكوهمندترين سپاه آن زمان به كشور خويش بازگردد . اما سردار سپاه عثمانى كه با حيلهگريهاى شاه آشنا بود و مىدانست كمترين اعتمادى به قول وى نمىتوان كرد حاضر نشد پيش از استرداد همهء شهرهائى كه تازگى به تصرف شاه درآمده بود ، و بخصوص پيش از بازگرفتن ايالت شيروان و آنچه تهمورث خان سردار عثمانى در گرجستان گرفته بود ، هيچگونه پيشنهادى را بپذيرد . ما پيش از حركت از قزوين از نقشهء شاه و كوششهاى فوقالعادهء وى كه به وساطت چاووش